![]() |
گفتم به لحظه نام تو را ، جاودانه شد |
|
|
نویسنده
ر.ا
موضوعات
زندگانی حضرت مهدی (عج)
سخنرانی آیت الله وحید
گفتم شبی به مهدی . . .
خدا کند که بیایی
اسامی و القاب حضرت مهدی
علائم و نشانه های ظهور حضرت مهدی
رجعت
دلایل اثبات مکتب شیعه
احادیث
ولادت حضرت امیرالمومنین (ع)
فضیلت های ماه رجب
سفیانی و نفس زکیه . . .
نیمه شعبان
پيوندها
سایت آیت الله وحید
سایت آیت الله سیستانی
سایت آیت الله تبریزی
سایت آیت الله بهجت
سایت آل شیعه
پایگاه اسلامی شیعه
یک دوست
مرکز اطلاع رسانی امام مهدی
وبترین
توکان
| مقدمه ای درباره وهابیت |
این فرقه توسط محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم هجرى قمرى پایه گذارى گردید و پایگاه آن عربستان بود. با سقوط امپراطورى عثمانى، سرزمین حجاز به تصرف خاندان مسعود در آمد و با پیوند خانواده مسعود و محمدبن عبدالوهاب فرقه وهابیت از پایگاه و حمایت سیاسى قوى برخوردار گردید و به تدریج به نشر افکار و عقاید خویش در سرتاسر جهان اسلام پرداخت که در این میان امتیاز برخوردارى از تولیت حرمین شریفین موقیعت بسیار مناسبى براى این تفکر ایجاد نمود. فرقه وهابیت ریشه در تفکر "سلفى" دارد که معتقد به بازگشت به شیوه علماى سلف و بازنگرى در اساس دین و پیراستن آن از بدعتها و مواردى است که بعدها به نام دین بر دین تحمیل شد ، و نشان دادن توحید واقعى اصیل است.
( ادامه مطلب )
| به بهانه میلاد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟
چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند
به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!
که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند
که روزها همه مثل هماند سرد و سیاه
غروبها و سحرهاش خستهام کردند
کشاندهاند مرا روزها به تنهایی
گمان کنم که مرا منتظر نمیخواهند!
تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست
جهان عاشقیام را غروبها آکند...
تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت
تو نیستی که درختان به خویش میبالند!
تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست
چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند
به چشمهای کسی احتیاج دارد که
زند به شاخه ادراک خاکیاش پیوند
به چشمهای کسی که شبیه یک منجی
زلال، آبی، روشن شبیه تو باشند
چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟
چقدر بی تو سرودن قصیده های بلند؟
امیر اکبرزاده
| سفیانی و نفس زکیه . . . |

سفياني کيست؟
پاسخ: يکي از علايم ظهور امام مهدي (عج) که وقوعش حتمي و قطعي شمرده شده است، خروج سفياني است. اخبار و رواياتي که بر وجود و خصوصيات او دلالت دارند، بدين ترتيب مي باشند: حتمي بودن خروج او: امام صادق (ع) فرموده است: پيش از قيام قائم (ع) پنج علامت حتمي مي باشد: يماني، سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زکيه، و فرورفتن سرزمين بيدا.
نام و نسب او: امير المؤمنين (ع) فرمود: فرزند خورنده جگرها ، از واري يابس خارج مي شود. اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابو سفيان است. و امام زين العابدين (ع) فرموده است: سپس سفياني ملعون از وادي يابس بيرون مي آيد، وي از فرزندان عنبسه بن ابي سفيان است.
نفس زکيه کيست؟
پاسخ: يکي ديگر از علايم و نشانه هاي حتمي «قتل نفس زکيه» است.
و شيخ مفيد (ره) از امام باقر (ع) روايت مي کند که فرمود: فاصله بين قتل نفس زکيه و ظهور قائم (ع) بيش از پانزده شبانه روز زيادتر نيست. مقصود از نفس زکيه، نفس کامله پاک و پاکيزه است. کلمه «زکيه» از ريشه «زکي» به معناي «رشد کرد و پاکيزه شد» مي باشد. و مقصود از «رشد» در اصطلاح اسلامي، تکامل با علم و اخلاص و فداکاري است؛ و ممکن است با دقت بيشتري براي کمال دو معني در نظر بگيريم:
معناي اول: کمال، عبارت است از آنچه خواسته اسلام است از يک فرد مسلمان که در درجه بالاي ايمان و اراده و از خودگذشتگي باشد، بنابراين مقصود از نفس زکيه يکي از اشخاص با اخلاص و آزمايش شده در دوران غيبت کبري خواهد بود که بر اثر فتنه ها و انحرافات حاکم در آن زمان، به شهادت مي رسد.
منبع: www.nedayemahdi.mihanblog.com
| فضیلت های ماه رجب |

ماه رجب ، فرصتي مهم براي عبادت بهتر و بيشترو بندگي خداي متعال است . ماهي است بسيارپر فضيلت كه هر كسي مي تواند از فرصتهاي كم نظير آن، براي رشد معنوي و تقرب به خداي متعال استفاده بنمايد. ماهي است براي توبه و بازگشت به سوي خدا ، ماهي است براي ذكر و دعا و تضرّع به درگاه خدا ، تا آنجا كه درروايتي از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم چنين نقل شده است :
همانا خداي تبارك و تعالي در آسمان هفتم فرشته اي به نام داعي منصوب كرده است ، پس هنگامي كه ماه رجب فرا رسد ، آن فرشته هر شب تا به صبح چنين ندا سر می دهد :
«خوشا بر ذاكران ، خوشا بر اطاعت كنندگان ، خداوند تعالي مي فرمايد : من همنشين هر كسي هستم كه با من هم نشيني كند و مطيع كسي هستم كه مرااطاعت كند و آمرزنده كسي هستم كه از من آمرزش طلبد . اين ماه ، ماه من است و بنده ، بنده من و رحمت ، رحمت من . پس هر كس در اين ماه مرا بخواند ، اجابتش مي كنم و هر كه از من درخواست كند عطايش مي كنم و هر كه از من هدايت طلبد ،هدايتش مي كنم و اين ماه را ريسماني ميان خود و بندگانم قرار دادم پس هركس به آن چنگ زند ، به من خواهد رسيد . »
از جمله اعمال بسيار پر فضيلت اين ماه ، روزه است . هر كس ، هر چند روز از اين ماه بيشتر روزه بگيرد ، اجر و ثواب بيشتري خواهد داشت تا آن جا كه براساس روايتي از امام ششم عليه السلام روز قيامت ندا داده مي شود : « أين الرجبيون ؟ » ( رجبيون كجايند ؟) و آنگاه گروهي با جلال و جمال خاصي بر مي خيزند كه اوصاف آنان در روايت ذكر شده است . اين گروه ،كساني هستند كه اهل روزه داري در ماه رجب باشند حتي يك روز .
كساني كه روزه ي قضا به گردن دارند ،مي توانند نيت قضا كنند به ثواب استحباب روزه اين ماه هم مي رسند .
در اين ماه از جمله روزهايي كه تأكيد ويژه اي بر روزه داري آن شده : سه روز اول ، روزهاي سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ، بيست و هفتم رجب ( عيد مبعث) و سه روز آخر ماه مي باشد .
دعاهاي زيبا و پرمعنايي از ائمه عليهم السلام براي روزهاي اين ماه نقل شده كه اميد است مومنين آنها را مغتنم شمارند.. زيارت سيد الشهداء عليه السلام در نيمه ماه و زيارت اميرالمومنين عليه السلام در بيست و هفت رجب و زيارت حضرت رضا عليه السلام در سراسر ماه ، از جمله آداب وارد شده در ماه رجب است.
----------------------------
1 - اقبال الأعمال ص 174
۲ - فضائل الأشهر الثلاثة ( شيخ صدوق ) ص 31
***به نقل از سایت آیت الله وحید خراسانی***
| السلام علیک یا ام المصائب . . . |
رحلت حضرت زینب ( سلام الله علیها ) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
تو دیدی چشم تر آتش بگیرد عزیزت پشت در آتش بگیرد
و بابایت سرش بر نیزه باشد و سر نیزه سر آتش بگیرد
تو دیدی پیش چشم باغبانی درختی از کمر آتش بگیرد
شده آیا دلت هر روز هر روز که از هرم خبر آتش بگیرد
چه حالی می شوی وقتی ببینی برادر از جگر آتش بگیرد
برادر زاده هایت دیده باشند که حلقوم پدر آتش بگیرد
تو دیدی خیمه های اهل بیت ات به هنگام سفر آتش بگیرد
مگو دیگر که نزدیک است از غم دل زینب دگر آتش بگیرد
مگو دیگر تعجب هم ندارد ندیدی چشم ترآتش بگیرد
| ولادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) |

ولادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) بر حضرت ولی عصر (عج) و شیعیان آن حضرت مبارک باد.
![]()
ابو الحسن، على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب، نخستين امام از ائمه اثنى عشر، دومين معصوم از چهارده معصوم (ع) و در نظر اهل سنت خليفه چهارم از خلفاى راشدين است.
آن حضرت دومين شخص عالم اسلام(پس از رسول اكرم (ص))و وصى و ولى مطلق هستند و اعتقاد به امامت و وصايت و ولايت آن حضرت و يازده فرزند بزرگوارش يكى از اصول مذهب اماميه است. اما عدهاى از پيروان و معتقدان آن حضرت به ملاحظه كثرت فضايل و كرامات ايشان از جاده اعتدال منحرف شده و اعتقاداتى فوق اعتقادات شيعه اماميه درباره ايشان پيدا كردهاند. اين عده به غلات يعنى غلو كنندگان معروف شدهاند و هم در نظر اهل سنت و هم در نظر شيعه از جاده هدايت به دور افتادهاند و از اهل بدعت و ضلال محسوب مىگردند.
ابو طالب نام پدر ايشان بود و اين كنيهاى بود به جهت پسر بزرگترش كه طالب نام داشت و اين كنيه بر نام واقعى او كه عبد مناف بود غالب آمد و در تاريخ اسلام هيچگاه او را عبد مناف نخواندهاند و فقط با ابو طالب از او ياد كردهاند.
حضرت على (ع) به جز كنيه ابو الحسن به ابو تراب نيز معروف بود و اين كنيه را حضرت رسول (ص) به او داده بود و آن هنگامى بود كه او را بر روى خاك خوابيده ديده بود و او را بيدار كرده و گرد و خاك از پشت او برافشانده و فرموده بود تو ابو تراب هستى. آن حضرت اين كنيه را چون از جانب رسول اكرم (ص) به او داده شده بود بسيار دوست مىداشت و آن را بر كنيهها و القاب ديگر ترجيح مىداد. اما بنى اميه و دشمنان حضرت در اين كنيه نوعى تحقير و توهين مىديدند و به كسان خود دستور داده بودند كه آن را همچون دشنام و ناسزايى درباره او بكار برند. زياد بن ابيه و پسرش عبيد اللّه بن زياد و حجاج بن يوسف ثقفى اين كنيه را درباره او بسيار بكار مىبردند.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید.
( ادامه مطلب )
| احادیث پیرامون حضرت مهدی (۱) |

الإمام الصادق عليه السلام : " إن ظاهرها الحمد ، وباطنها ولد الولد ، والسابع منها القائم عليه السلام " ويأتي في الحجر 87 .
يونس بن عبد الرحمان مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه درباره گفته خداى سبحان " ولقد آتيناك سبعا من المثانى والقرآن العظيم " فرمود : ظاهر آن حمد وستايش است وباطن آن فرزند يعنى امام باقر ( ع ) و هفتمين آن يعنى هفتمين فرزند امام باقر ( ع ) قائم عليه السلام است.
( ادامه مطلب )
| دلایل اثبات مکتب شیعه |

اساس اختلاف ما با آنان در مسأله خلافت و جانشينى است شيعه اعتقادش آن است كه همچنانكه تعيين پيامبران و رسولان الهى با خداوند متعال است، جانشين آنان نيز مانند ايشان هدايت امت و سعادت دنيا و آخرت را مى خواهد تضمين كند و لذا او نيز بايد از طرف خداوند تعيين شود ( الله يعلم حيث يجعل رسالته ) خداوند مى داند كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد، و نيز او مى داند كه جانشين رسولانش چه كسانى بايد باشند و هر پيامبرى كه آمد جانشين خود را به مردم معرفى نمود و اين امر را به اختيار مردم نگذاشت، خداوند در قرآن مى فرمايد: ( و ربك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيرة ) همچنانكه خداوند هر كه را بخواهد مى آفريند همچنين هر كه را بخواهد از بين مخلوقاتش بر مى گزيند و انتخاب مى كند و احدى را در اين رابطه اختيارى نيست . ولى دشمنان شيعه گويند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بعد از خودش كسى را تعيين نكرده و اين امر را به دست مردم سپرده است . در مناظره قبل از ورود به سؤالاتى كه مطرح كرده ايد مى توانيد از راه هاى مختلف وارد بحث شويد كه يكى از آن طرق اين است كه چگونه عقل به خود اجازه مى دهد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه اول شخص عالم امكان و بزرگترين خردمند است از اين امر مهم غفلت كرده باشد و مردم را در مسأله خلافت به خود واگذار نموده باشد پيامبرى كه خود خبر از ارتداد اين امت بعد از خود داده، پيامبرى كه هر گاه براى خارج شدن چند روزه از مدينه به جاى خود جانشين مى گذارد، پيامبرى كه در جنگها فرمانده آن را خود معرفى مى فرمود و در تمام اين جهات مسأله را به مردم واگذار نمىكرد چگونه با رفتن خود، از اين مسأله غفلت كرده باشد كه ابوبكر و عمر به عنوان ترس از فتنه !! با عجله به سقيفه رفتند تا شيرازه اسلام نپاشد، آيا اين جسارت نيست يعنى آيا ايندو براى اسلام از كسى كه اصل اين دين را آورده دلسوزيشان بيشتر بود و آيا فاطمه زهرائى (عليها السلام) كه بيعت با ابوبكر ـ به اقرار بخارى در صحيحش ـ نكرده با اسلام و ثبات آن مخالف بوده است؟ ببينيد كه با دقتى كوتاه سؤالات بسيارى از طرف شيعه بر دشمنان وارد مى شود كه جواب ندارد. و اما سؤالات شما كه گفتيد شيعه را چگونه مى توان از قرآن ثابت كرد، بايد گفت آيات بسيارى در قرآن است كه حقانيت مذهب ما را در ابعاد مختلف اثبات مى كند، آياتى كه بيان مى كند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در زمان حيات خود خلفاء و جانشينانش را معرفى فرمود، آياتى همچون آيه مباركه ( انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون ) كه ولايت را منحصر به خداوند و پيام آورش و مؤمنين كه در حال ركوع نماز زكات داده اند فرموده ولايتى كه همان متصدى شدن امر دنيا و دين است.....
برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب بروید.
به نقل از : http://www.al-shia.com
( ادامه مطلب )
| رجعت |

رجعت در لغت به معنی بازگشت و در اصطلاح گروهی از مومنان خالص و عده ای منافقان فاجر پیش از قیامت به این جهان است.اعتقاد به رجعت از باورهای مسلم و تردیدناپذیر شیعه است که بر آیات قرآن و احادیث معصومین علیه السلام استوار می باشد. (1)
رجعت در دوران حکومت موعود آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد و خداوند عده ای از مردگان را با همان اندام و صورتی که بودند زنده کرده و به دنیا برمی گرداند. به گروهی از آنان عزت می دهد و گروهی را ذلیل خواهد کرد و حق مظلومان را از ستم گران می گیرد. وقتی قائم قیام کرد خداوند همه اذیت کنندگان به مومنین را زنده می کند تا به مجازات دنیوی برسند و دادگری مومنان به ظهور می رسد (2)
دلایل عقلی اعتقاد به رجعت علامه سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل تفسیر آیه 210-208 به مساله رجعت و اعتقاد شیعه بدان و نظر عقلی مخالفان آن اشاره کرده با دلایل عقلی به رد نظریه مخالفان می پردازد از جمله می گوید: چیزی که از قوه به فعلیت درآمده دیگر محال است بالقوه شود، مطلبی است صحیح ولیکن قبول نداریم که مساله مورد بحث ما از این باب باشد برای این که مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است، مورد فرض او کسی است که عمر طبیعی خود را کرده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد که برگشتن او به دنیا مستلزم آن امر محال است و اما مرگ ''اخترامی'' که عاملی غیرطبیی از قبیل قتل و یا مرض باعث آن شود. برگشتن انسان بعد از چنین مرگی به دنیا مستلزم هیچ محذور و اشکالی نیست چون ممکن است بعد از آن که به مرگ غیرطبیعی از دنیا رفته و در زمانی دیگر مستعد کمالی شود، که در زمانی غیر از زمان زندگی موجود و فراهم باشد و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را به دست آورد.و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به این که مقداری در برزخ زندگی کرده باشد چنین کسی بعد از مردن و دیدن برزخ دارای آن استعداد می شود و دوباره بدنیا برمی گردد که آن کمال را به دست آورد که در هر یک از این دو فرض مساله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است و مستلزم محذور محال نیست، این گفتاری خلاصه و فشرده بود درباره مساله رجعت.(3)
برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب بروید.
( ادامه مطلب )
| علائم و نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) |

مرحوم شيخ مفيد رضوان الله عليه در ذکر علامتهاي زمان قيام حضرت مهدي عليه السلام در کتاب ارشاد چنين فرموده است :
بدان که رواياتي که در ذکر نشانه هاي زمان ظهور حضرت مهدي عليه السلام رسيده ، و آن نشانه ها وعلامات و حوادث بايد پيش از ظهور مبارک آن بزرگوار واقع شود فراوان است از جمله ي آنها اين چند علامت است :
1- خروج سفياني.
۲- کشته شدن سيّد حسني.
3- اختلاف بني عباس بر سلطنت دنيوي.
4- گرفتن خورشيد در نيمه ي ماه مبارک رمضان.
5- گرفتن قرص ماه درآخر ماه مبارک بر خلاف عادت.
6- فرو رفتن زمين « بيداء» که سرزميني است ميان مکه ومدينه.
7- فرو رفتن زمين يا جمعيتي در مشرق.
8- فرو رفتن زمين يا جمعيتي در مغرب.
9- توقف خورشيد از اول ظهر تا وسط عصر.
10- طلوع خورشيد از مغرب.
11- کشته شدن نفس زکيّه که سيّدي است هاشمي در پشت کوفه با هفتاد نفر از صلحاء.
12- بريدن سر مردي هاشمي يعني سيّد در ميان رکن و مقام.
13- خراب شدن ديوار مسجد کوفه.
14- نمايان شدن پرچم هاي سياه از طرف خراسان.
15- خروج يماني ، از طرف يمن.
16- ظهور مغربي ، در مصر و حکومت بر شامات.
17- فرود آمدن ترکان درجزيره ، که ظاهراً شرقي ها و غربي ها هستند، در جزيرة العرب.
18- ورود روميان در رمله.
19- طلوع ستاره ي درخشاني در مشرق که مانند ماه بدرخشند و سپس دو طرف آن خم گردد.
20- پيدا شدن سرخي شديدي در آسمان که در اطراف آن پراکنده شود.
21- پيدايش آتشي در طول مشرق که تا سه روز يا هفت روز در هوا بماند .
22- عرب ها استقلال پيدا کنند و کشور گشايي نمايند و از زير بار و نفوذ ديگران بيرون روند.
23- اهل مصر فرمانرواي خود را بکشند.
24- پرچم هاي قيس وعرب به کشور مصر وارد شود.
25- شام خراب شود و سه پرچم مختلف در آنجا پديدار گردد.
26- پرچم هاي ( کنده ) در خراسان کوبيده شود.
27- سواراني از طرف مغرب بيايند تا در کنار ( حيره ) حدود نجف ، منزل گزيدند و پرچم هايي سياه از طرف مشرق به سوي آنها روي آوردند.
28- شطّ فرات طغيان کند يا شکافته شود ؛ به حدي که آب در کوچه هاي کوفه داخل شود.
29- دوازده نفر از نژاد ابوطالب خروج نمايند که هر کدام از آنها دعوي امامت نمايند.
30- شصت نفر دروغگو ظاهر مي شوند که همگي به دروغ ادعّاي پيغمبري کنند.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید.
( ادامه مطلب )
| اسامی و القاب حضرت مهدی (عج) |

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مىكند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم
كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيههاى ايشان شمرده است
در اينجا به ذكر پارهاى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد
قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مىتواند مصداق داشته باشد
ديگر اينكه، آنچه ذكر می شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژهاى مفرد يا جملهاى توصيفى باشد
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين
خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش می كنند
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه
برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب بروید
http://montazerinmahdi.blogfa.com به نقل از
( ادامه مطلب )
| خدا کند که بیا یی . . . |
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی
زندگانی حضرت مهدی (عج)

حضرت مهدى امام دوازدهم از ائمه شيعه اماميه و مهدى موعود و يگانه فرزند امام حسن عسكرى(ع) مىباشد.همه شيعه اماميه بر امامت آن حضرت متفقند و او را زنده و از انظار غايب و حضرتش را نقطه اميد خود و منجى عالم بشريت مىدانند و پيوسته در حوادث سهمگين زندگى بدو پناه مىبرند و منتظر فرج او هستند تا آنگاه كه حكمت الهى اقتضاى ظهور و خروج و تصرف ظاهرى آن حضرت را نيز بكند و بنا به وعده خداوند زمين را از عدل و داد و مساوات پر كند و عظمت شريعت را تجديد نمايد و احكام الهى را در ميان مردم جارى سازد.
نام آن حضرت همان نام حضرت رسول(ص) است در اخبار شيعه از بردن نام ايشان منع شده است و اكثر علماى شيعه نام ايشان را به تصريح ذكر نمىكنند، گر چه اين روايات شايد مربوط به زمان كودكى و دوران پيش از غيبت ايشان بوده است تا مخالفان كه به جد تمام در تعقيب ايشان بودهاند به وجودشان راه نبرند.ولى به هر حال با القابى چون مهدى و حجت و قائم منتظر و خلف صالح و بقية الله و امام زمان و صاحب زمان و ولى عصر و امام عصر و...از آن حضرت ياد مىشود و يا به كنايه او را الحضرة، الناحية المقدسة، الغريم و...مىنامند.
تولد ايشان در شب نيمه شعبان سال 255 ه.ق. در حدود پانزده يا شانزده روز پس از خلافت المهتدى و در دوران انقلابات و آشوبهاى بزرگ بغداد و جهان اسلام روى داده است.مادرش ام ولد و بانويى رومى بود كه نرجس(نرگس)و به قولى مليكه نام داشت و او را نواده قيصر روم گفتهاند و روايات بسيارى در چگونگى ازدواج حضرت امام عسكرى(ع)با اين بانو و همچنين در كيفيت ولادت امام و معجزاتى كه از آن حضرت ديده شده است نقل شده است .
به موجب اين روايات آن حضرت از روز ولادت از انظار پنهان نگاه داشته مىشد ولى بعضى از افراد خانواده و خواص صحابه او را زيارت مىكردند و امام اصحاب خود را از غيبت قريب الوقوعشان مطلع ساخته بود.
در شمايل حضرتش گفتهاند كه در شكل و خوى شبيه جدش پيغمبر(ص)است.چهرهاش تابناك و برگونه راست خالى سياه دارد.دندانهايش از هم فاصله دارد و بر چهرهاش علامتى ديده مىشود.وقتى ظهور كند در شكل جوانى خوش سيما حدود چهل ساله با قامتى معتدل و پيشانى و موى بلند كه بر شانههايش ريخته است و چشمانى درشت و سياه و ابروانى پيوسته و شانهاى عريض جلوه خواهد كرد.
متن کامل در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم . . .
گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم
گفتا چه کار بهتر از انتظار جانان من راه وصل خود را بر روی تو نبستم
گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام من عقده ی دلم را امشب دگر گسستم
گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست گر نفس را شکستی دستت رسد به دستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی شرمنده ی تو بودم شرمنده ی تو هستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم اعمال تو بدیدم چشمان خود ببستم
اما مباش نومید از خانه ی امیدم من کی دل محب شرمنده را شکستم
سخنرانی آیت الله وحید در باره حفظ شعائر حسینی

واي بر آن كساني كه در اين شعائر خدشه كنند!
بيدار باشيد! مردم ايران! بدانيد كوچكترين كلمه كه شعائر حسينيه را سست كند، كمر خاتم النبيين را ميشكند!
اين عزاداريها، اين سينهزنيها، اين زنجيرزنيها، بايد به حد أعلي حفظ بشود!
مسئله بازيچه كه نيست! اين كلام كيست؟!
«و ارحم تلك الصرخة التي كانت لنا»، «و ارحم تلك الصرخة التي كانت لنا»!
اين بيسوادهايي كه غلط ميكنند، ميگويند: آهسته گريه كنيد، امام ششم است، رئيس مذهب است، حديث اين حديث است.
فقيه كيست؟ فقهاء ور افتادهاند!
فقيه نائيني است! فقيه بروجردي است! فقيه حائري است!
فقيه اينانند كه ميگويند: سينه بزنيد، زنجير بزنيد، خون هم جاري بشود، بشود!
اين است فقيه! فقهاهت اين است!
آهسته گريه كن؟! اين غلطها چيست؟!
صيحه! صيحه يعني چه؟ صيحه عبارت است از شيون.
صرخه چيست؟ صيحهي شديد صرخه است.
امام ششم ميگويد: خدايا! ترحم كن بر آن شيونهايي كه بر عزاي ما، از اين مردم سر ميزند.
«و ارحم تلك الصرخة التي كانت لنا».
«اللهم إني أستودعك…»، بار الها! من به تو به امانت ميسپارم…
ديگر غوغايي است از بحث اينجا!
محقق نائيني، همان فحلي كه آن فحل كسي است كه افتخار فقهاء بزرگ اين است كه دقائق «لباس مشكوك» او را بفهمند.
چنين فحلي ميگويد: «سينهزدن، زنجيرزدن براي سيد الشهداء حتي اگر خون جاري بشود، جايز است.»
جواز در اينجا، جواز به معناي اباحه نيست. شماها كه اهل فقه هستيد، اين فتوا، فتواي چه فحلي است؟!
بعد كه اين فتوا را صادر ميكند، اعاظم مذهب، اكابر دين، مثل سيد محسن حكيم، با آن مستمسكش، ذيل اين فتوا مينويسد: «فتواي شيخ ما بالاتر از اين است كه محتاج به امضاي مثل مني باشد».
مثل فقيه شاهرودي ميگويد: «حقٌ في كمال التحقيق».
مثل تمام اعاظم، تا برسد با آنها كه اينجا خوابيدهاند، اسطوانهي فقهاهت هستند!
اين حائري است كه فتوايش اين است!
آن بروجردي است كه از او استفتاء ميكنند كه در شهر ما از اين ضريحها ميسازند, بعد روز عاشورا پردهها رويش مياندازند، به صورت علم بيرون ميآورند.
اين فقيه است! ميگويد: «در هر شهري، به آن جور كه رسم عزاداري است، بايد اجرا بشود.»
متن کامل سخنرانی در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
Owghat script --> Owghat script -->

